قبل نوشت: مینامی چان تولدت با تاخیر مبــارک خانم مهندس*^*

درود بر شما! باورم نمیشه از 1 شنبه ننوشتم، و خب الان میخوام 4 روز رو باهم بنویسم=) بعدم تا شب برم کامنت های کیوت و پست هاتونو بخونم *-* راستش تو این سه روز اصلااا وضعیت خوبی نداشتم، همه چی از اونجایی شروع شد که یه شنبه شب فهمیدم امتحان شیمی چهل سوالی وحشتناک سخت و مفهومیمون بخاطر روز دانش آموز از سه شنبه افتاده به دوشنبه! انقدر اعصابم خورد بود که زدم زیر گریه ساعت یک شب شروع کردم به خوندن اون همه مبحث بعدشم فرداش ساعت 6 پاشدم دو ساعت دیگه خوندم ولی امتحان وحشتناک بود! خیلی وحشتناک! میتونم بگم از بزرگترین عواملی که باعث شده از کل مباحث علوم متنفر باشم همین معلمشه:) و خب وسط آزمون داشتم یه سوالُ به دوستم میرسوندم که سایتم رفرش شد!!!!!!!! و همه جوابام پرید. با گریه اون 40 تا سوال لعنتیو جواب دادم و درنهایت با اینکه خودم به همه دوستام رسوندم، شدم 13 و نیم=)))) از همشون پایین تر!

چهارشنبه امتحان زیست داشتیم باهمون معلم 20 تا سوال 15 دیقه، دیروز به هیچکس تقلب نرسوندم، چون برام درد داشت! هرچی خونده بودم وسطش دوستام 10 دفه ویدیو کال کردن و اعصابم خورد شد، منم همه رو رد کردم! تازه جالبه؛ یه بنده خدایی که پی ویمو سال تا سال سین نمیکرد وسط امتحان اومد گفت سلام رفیق میرسونی؟ من رفیق توام؟ ای تف تو روت! منم اینجا تا بعد از امتحان سین نکردم و واقعا امیدوارم بالای 16 بشم! (من خنگ نیستم همه دانش آموزای بانو جوادی مجبورن دعا کنن که تک نیارن، چه برسه به 16 به بالا)

میدونین تو این سه روز خیلی اتفاقا افتاد، بازم همون رفقای فیک، هیچوقت دوستام واقعی نبودن! هیچوقت طعم داشتن یه رفیق واقعی رو تجربه نکردم(= منم تصمیم گرفتم دیگه هیچکسو دوست نداشه باشم!

پ ن: سوالای 4 روز رو میزارم ادامه که هر کی دوست داشت بخونه ولی حتما برید دیگه*^*

ادامه مطلب

از عنوان نوشتن بدم میاد

روز پانزدهم--> قلبهای متصل

روز چهاردهم--> هوای ابری

روز ,امتحان ,رو ,یه ,شب ,وحشتناک ,4 روز ,و خب ,روز رو ,این سه ,اعصابم خورد

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

راه حل جامع برای رفع مشکلات خیریه ها مختار فروشگاه بی اند بی لایف استایل امواج خروشان ُسوداد؟ قاب زندگی یادداشت های کفش ایمنی خرید پروژکتور اس ام دی دنیای اینستاگرام